logo

مرکز سورنا

شرکت دانش بنیان تولیدی سورنا صنعت خاوران پس از سال ها تجربه در سال 83 شروع به کار کرد. این شرکت با بهره گیری از انواع متخصصین در حوزه های مختلف و با استفاده از دانش فنی بدست آمده به تولید و ثبت اختراع انواع دستگاه ها با گرایش عصب روانشناسانه گامی در جهت تعالی انسان و اقتصاد بردارد.

کارآفرینی یک رفتار پرخطر و اعتیاد مغزی

کارآفرینی یک رفتار پرخطر و اعتیاد مغزی

چندی پیش یکی از استادان روان عصب شناسی (نوروسایکولوژی) بالینی در دانشگاه کمبریج، به نام پروفسور باربارا ساهاکیان به تحقیق در خصوص رفتارهای پرخطر و ارتباط آن با کارآفرینی پرداخت.

همواره دانشمندان و بالاخص عامه مردم، رفتارهای مخاطره آمیز را امری منفی می دانستند و آن را با مسائلی نظیر سوء مصرف مواد مخدر، بی قیدی در امور اخلاقی و جنسی و حتی شیدایی و جنون ارتباط می دادند. اما امروزه در پرتو پژوهش های صورت گرفته و پیشرفت های حاصل شده در علوم مغز و اعصاب، مشخص شده است که مقوله کارآفرینی مستلزم نوعی ریسک پذیری و به قولی برخورداری از رفتارهای مخاطره آمیز است.

به گفته ساهاکیان، چنین به نظر می رسد که کارآفرینان از گونه ای بسیار انطباق پذیر از رفتار خطرپذیر برخوردارند؛ آن ها قادرند تا از تصمیم گیری های تنش زا و توأم با استرس، نتایجی مثبت و مطلوب بگیرند.

ساهاکیان به منظور اثبات این ادعا، جمعی متشکل از 35 فرد فعال در کسب و کار را گردهم آورد. تمامی این افراد حدود پنجاه سال داشتند و نمره آزمون هوش آن ها مشابه بود، اما نیمی از این گروه را کارآفرینان تشکیل می دادند و افرادی که دست کم دو کسب و کار راه اندازی کرده بودند، یعنی نیم دیگر خیر.

او دو آزمون روانشناسی را از سوژه های مورد مطالعه خود به عمل آورد. آزمون اول، اصطلاح تصمیم گیری سرد را مورد ارزیابی قرار می داد؛ تصمیم گیری سرد نوعی از گزینش منطقی و عقلانی است که در آن اطلاعات و داده حرف اول و آخر را می زند و احساسات و هیجانات نقشی در آن ندارد.

اما آزمون دوم به اندازه گیری تصمیم گیری گرم و یا تصمیم گیری در مواجه با ریسک و خطر می پرداخت، که در آن عواطف و هیجانات همواره عاملی اساسی و تعیین کننده است. به گفته ساهاکیان، “زمانی که مدیر شعبه و شاخه ای جدید از یک شرکت را طراحی می کند، در واقع در حال تصمیم گیری سرد است، اما زمانی که صحبت از تصمیم به سرمایه گذاری خطرپذیر و سرمایه گذاری کلان می شود، این تصمیم گیری از نوع گرم و هیجانی خواهد بود”.

نتایج در نوع خود جالب توجه بود. در حالی که دو گروه امتیاز برابری در زمینه تصمیم گیری سرد به دست آوردند، اما نتایج در مورد فرایندهای تصمیم گیری گرم متفاوت بود. “مدیران محافظه کار بودند، اما در مقایسه، کارآفرینان تمایل بیشتری به ریسک کردن و سرمایه گذاری نشان می دادند که برای رده 50 سال به بالا کمی نامعمول به نظر می رسد”.

به گفته ساهاکیان، “هرچه ما پا به سن می گذاریم، تمایل خود به خطرپذیری را بیشتر از دست می دهیم. اما گویا کارآفرینان از این قاعده مستثنی هستند. آن ها درست مانند یک جوان 20 ساله ریسک می کنند و تصمیمات پرخطر می گیرند”.

در شرایط کنونی و حاکم بودن جوّ آشوبناک بر بازارها و رکود اقتصادی حاکم بر جهان و زمانی که اغلب مدیران کسب و کار برای پیشرفت ( و یا به گمان بسیاری برای بقا) نیاز به اندکی روحیه و جوهره کارآفرینی دارند، این سوال پیش خواهد آمد که آیا می توانیم مغز خود را در جهتی تربیت کنیم که در مواجهه با تصمیم گیری های هیجانی و گرم خطرپذیرتر باشد؟! اساساً، آیا تبدیل مدیران میانی و متوسط، به نوآوران کارآفرین عملی و ممکن است؟

پروفسور ساهاکیان می گوید که، “این سوالی بزرگ است، اما هیچ کس هنوز به پاسخ آن یقین ندارد. 

دوپامین در هسته تمایلات جنسی و نیازهای حیاتی ما است و انگیزه لازم را برای انجام هر کاری در ما ایجاد می کند. حتی به اعتقاد بسیاری، دوپامین مسئول عشق و احساسات است. این ساز و کار هزاران سال است که در مرکز پاداش مغز، قرار دارد و تغییر نکرده است.

خرید، پرخوری و علاقه به غذاهای پرکالری و چرب و سایر فعالیت هایی که به ظاهر بی ارتباط به هم می رسند، نیز موجب تحریک دوپامین می شود.

برای مثال مشاهده شده بود که داروی ضد پارکینسون ال دوپا، که سطح دوپامین را افزایش می داد، گاهی موجب می شد تا بیماران به قماربازی اعتیاد پیدا کنند. جالب آن که در پژوهش صورت گرفته از سوی دانشگاه لیدز معلوم شد که حس ترس موش هایی که دارای سطح بالایی از دوپامین هستند، حتی نسبت به دشمن دیرینه شان یعنی گربه، کاملاً از میان می رود.