logo

مرکز سورنا

شرکت دانش بنیان تولیدی سورنا صنعت خاوران پس از سال ها تجربه در سال 83 شروع به کار کرد. این شرکت با بهره گیری از انواع متخصصین در حوزه های مختلف و با استفاده از دانش فنی بدست آمده به تولید و ثبت اختراع انواع دستگاه ها با گرایش عصب روانشناسانه گامی در جهت تعالی انسان و اقتصاد بردارد.

ارزیابی تاثیر تبلیغات با ابزار نورومارکتینگ

در یک تقسیم بندی کلی، نورومارکتینگ و ابزار علمی و دقیق آن، در بسیاری از حوزه ها کاربرد یافته است، از جمله:

تبلیغات

می توان با ترکیب نتایج الکتروآنسفالوگرافی به همراه تحلیل مصاحبه های عمیق با مخاطبان، به مطالعه تبلیغات تلویزیونی، محیطی، اینترنتی و … پرداخت تا به این وسیله تأثیر مواجهات اولیه، میزان مشارکت و تعامل مخاطبان با آگهی ها و تأثیر احساسی تبلیغات بر بیینده مورد اندازه گیری قرار گیرد. این کار برای بسیاری از شرکت های بزرگ نظیر هوندا، پپسی، کوکاکولا، تویوتا و شرکت های بزرگ و کوچک انجام می شود.

امروزه تحقیقات بسیار زیادی در مورد نحوه ساخت تبلیغات و محتوای آن ها به منظور حداکثرسازی تأثیر آن صورت می گیرد. برای مثال، بر اساس تحقیقات انجام شده در ارتباط با اثربخشی تبلیغات مختلف، محققان بازاریابی به این نتیجه رسیده اند که اثربخشی تبلیغات احساسی، به مراتب بیشتر از تبلیغات منطقی است و تبلیغات احساسی نسبت به تبلیغات منطقی، مصرف کنندگان را بیشتر به سمت خرید سوق می دهند. هر چند شایسته است که نگاه جامع با به کارگیری جنبه های احساسی، منطقی، اخلاقی و قانونی در ساخت و پخش تبلیغات رعایت شود تا با درصد موفقیت و تأثیرگذاری بیشتری همراه باشد.

یا برای مثال در تحقیقی دیگر عنوان شده است که در تبلیغات، تصاویر بسیار بیشتر از کلمات تأثیرگذارند (کریتسف مورین، 2011). اما امروز توسعه و پیشرفت فناوری باعث شده که بتوان با استفاده از نتایج بازاریابی عصب پایه ساخت و تهیه تبلیغات را به نحوی پیش برد که بیشترین تأثیر را بر مصرف کنندگان بالقوه و بالفعل بگذارد. بازاریابی عصب پایه با رمزگشایی از فرایند تصمیم گیری و با تغییر پیام های تبلیغاتی به زبانی که جذابیت بیشتری برای قسمت های تأثیرگذار مغز در فرایند تصمیم گیری داشته باشد، به ایجاد انگیزه برای خرید برندی خاص یا سایر تصمیمات مربوط به محصول منجر می شود.

مطالعه موردی: اندازه گیری و سنجش تأثیر برنامه ها و آگهی های تلویزیونی در مغز افراد

پتر میلاچک و ژیری هریان دو تن از محققان جوان اهل جمهوری چک هستند. ژیری هریان در ابتدا تخصص خود را در زمینه مهندسی پرواز گرفت اما متعاقب آن به حوزه کسب و کار علاقمند شد و پا به دنیای بازاریابی نهاد؛ میلاچک نیز مدرک خود را در رشته مکاترونیک که تلفیقی از دو رشته مکانیک و الکترونیک است، از دانشگاه علوم فنی چک دریافت داشت و به عنوان تحلیل گر رسانه، پژوهشگر در رسانه و متخصص در هوش کسب و کار و رفتار مصرف کننده مشغول به کار شد.

این دو نفر با استفاده از اسکنر اف ام آر آی به مطالعه تأثیر برنامه ها و آگهی های تلویزیونی روی مخاطبان پرداختند. به باور آنان، نتایج تحقیقات نشان داده است که حتی ایده های راهبردی بسیار خوب، در صورت اجرای ضعیف، اتلاف خواهد شد. برای مثال، مجرای ارتباطی میان ایده و مصرف کننده تنها یک آگهی 30 ثانیه ای است و این موضوع، اهمیت ساختار و کیفیت پیام را می رساند. امروزه بسیاری از شرکت ها مبالغ هنگفتی را به صورت غیرهدفمند خرج تبلیغات می کنند، آن هم بدون درنظر گرفتن ویژگی های سازمان تصمیم گیر در انسان، یعنی مغز. ابزار نورومارکتینگ مثل اف ام آر آی و یا ایی ایی جی به ما در ساخت و پرداخت پیام های بازاریابی اثرگذار و رفع نقایص کمک می کند.

نتایج یکی از آخرینِ این تحقیقات نشان می دهد که بخش های مختلف آگهی موجب فعال شدن بخش های متفاوتی در مغز انسان می شود. در این پژوهش، شرکت کنندگان چهار ویدئوی 8 دقیقه ای را تماشا می کردند. هر یک از این ویدئوها نمونه ای از یک برنامه خاص تلویزیونی اعم از مستند، فیلم، مسابقه و موسیقی را به صورت آگهی در برداشتند. این ویدئوها در آینه ای که در داخل دستگاه اف ام آر آی تعبیه شده بود، پخش شد. نتیجه تحلیل تصاویر تهیه شده از مغز سوژه ها، حیرت انگیز بود.

نمایش مسابقات، تأثیری قوی بر نواحی مرتبط با عملکردهای زبانی و شناختی داشت، که دور از ذهن هم نبود. در مقایسه، ژانر واقع نمای نقاط بیشتری از مغز را تحریک می کرد، نه تنها بخش های مرتبط با استدلال و منطق بلکه، مراکز هیجان مغز نیز به این گونه نمایش واکنش نشان داد.

اما تأثیر یک برنامه خبری در میانه این دو قرار داشت و هم واکنش هیجانی و هم منطقی را موجب شد. به نظر محققان، تأثیر قوی عاطفی و هیجانی برنامه های نمایش واقعی به آن دلیل است که مخاطبان به شدت با بازیگران همزادپنداری می کنند؛ امروزه نیز در تبلیغات تأکید بر روایتگویی از ماجراهای واقعی است. نتایج این پژوهش در عرصه رسانه ای بسیار قابل توجه و اثر آن به مراتب از پرسش نامه های کاغذی بیشتر و از صحت و اعتبار بیشتری نیز برخوردار است.